سيد جلال مصطفوى كاشانى

76

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

تعريف كرده است . اين صفات منحصر به ايرانيان نبود ، بلكه در سراسر كشورهاى پهناور اسلامى از پشت ديوار چين تا اسپانيا مشاهده مىشد . استخرى كه از جهانگردان قرن چهارم هجرى است شرحى از مهمان‌نوازىهاى مردم سغد « 1 » مىنگارد كه حيرت‌آور است ، مىگويد : « در بيش‌تر اين سرزمين ، تو گويى مردم همه در يك خانه زندگى مىكنند و چون كسى به خانه‌اى فرود مىآيد گويى به سراى خود فرود آمده ، چه ميزبان نه اينكه از ميهمان دل گران نمىكند بلكه به مصداق « اكرم الضّيف و لو كان كافرا » تا مىتواند به پذيرايى و نوازش او مىكوشد اگرچه شناسا نباشد . اين كار را نه به اميد پاداش بلكه از راه جوانمردى مىنمايند . هركسى آرزويش جز اين نيست كه به اندازه ياراى خود به ميهمان‌نوازى برخيزد » . مىگويد : « در سرايى را ديدم كه به ديوار ميخكوب كرده بودند تا هرگز بسته نشود و شنيدم بيش از صد سال است تا آن در بسته نشده و هميشه به روى آيندگان باز مىباشد ، چه‌بسا كه صد يا دويست تن يا بيش‌تر ناگهان بدانجا مىرسند و با چهارپايان خود فرود مىآيند ، براى همه آنان خوردنى و خوابگاه و براى چهارپايانشان كاه و جو آماده مىباشد بىآنكه ميزبان سختى يا دشوارى ببيند ، چرا كه اين كار هميشگى اوست » ( براى تفصيل بيش‌تر به مجله خواندنىها ، شماره 31 ، سال 32 ، 11 / 10 / 50 ، مقالهء دكتر باستانى پاريزى مراجعه كنيد ) . ابن بطوطه از مردم طنجه و از جهانگردان قرن هشتم هجرى است . بيست سال در حجاز ، سوريه ، عراق ، ايران ، دشت قبچاق ، خاك عثمانى ، شمال درياى خزر ، تركستان ، هند ، چين و سودان گردش كرده و به استانبول كه هنوز به

--> ( 1 ) . نام شهرى است از ماوراء النهر نزديك سمرقند . گويند آب‌وهواى آن در نهايت لطافت باشد و آن به سغد سمرقند شهرت دارد ، آن را بهشت دنيا ( جزء جنات اربعه دنيا ) هم مىگويند و در خوشى آب‌وهوا مثل است ( لغت‌نامه دهخدا ) .